متولد
Independent w-o-m-a-n
Monday, October 18, 2010
فاجعهٔ وبلاگی

برای کسانی‌ که با اسم مستعار مینویسن فکر نمیکنم اصلا و ابدا خوشایند باشه که کسی‌ از آشنا‌ها وبلاگشون رو بخونه ولی‌ این اتفاقی هست که احتمالا دیر یا زود خواهد افتاد، این اتفاق نسبتا ناخوشایند برای من افتاد اون هم از طرف کسی‌ که به هیچ عنوان دوست نداشتم وبلاگ منو بخونه، محتویات وبلاگ من چون خیلی‌ بی‌ پرده و گستاخانه نوشته شده و گاهی‌ هم ادویه و نمکش زیاد شده خصوصا در مورد روابط با جنس مخالف؛ بنابر این می‌تونه برای کسی‌ که منو می‌شناسه یا دوست داره مشمئز کننده یا ناراحت کننده باشه.

به هر حال حدود دو هفتهٔ پیش خیلی‌ اتفاقی‌ من به دوست پسرم که الان حدود دو ساله با هم هستیم گفتم که وبلاگ دارم و اون هم کنجکاو می‌شه و وبلاگ من رو پیدا می‌کنه و یک نظر هم زیر مطلب پائین مینویسه که اینجا میذارمش، اینکه بعد از خوندن کل وبلاگ من خیلی‌ ناراحت بشه طبیعی‌ هست ولی‌ خوب کمتر مرد ایرانی‌ پیدا می‌شه که اینجور مواقع بدون تعصب و با فکر روشن و باز قضاوت کنه، اگه به خاطراین وبلاگ همچین مردی رو از دست میدادم هرگز خودمو نمیبخشیدم، و این هم نظر دوست پسر من


دوست پسر خانوم متولد ۵۷
قبل از هر چیز خودمو معرفی‌ می‌کنم. من همون دوست پسر خانوم متولد ۵۷ هستم. یعنی‌ آخرین دوست پسرش. می‌خواهید باور کنی‌ یا نکنید.
من نمیدونم که چند نفر هستید که در این سالها این وبلاگ رو دنبال می‌کنید و چه نظری در مورد متولد ۵۷ دارید. ولی‌ شناختی‌ که من از ایشون دارم بعد از تقریبا ۲ سال اینه که یکی‌ از ساده‌ترین و صادق‌ترین و نازنین‌ترین انسان‌های هست که من تا بحال دیدم. متأسفانه پست‌های این وبلاگ خیلی‌ تصویر بعد و منفی‌ از شخصیت ایشون به نمایش می‌‌گذاره. باور کنید اگر من هم این همه مدت نمی‌شناختمش حتما دچار همین سؤ تفاهم میشدم. بسیار متأسفم برای بعضی‌ از این خواننده‌ها با کامنتهاشون که بیانگر یک ذهن بیمار و گرفتار هست که برخاسته از همون فرهنگ بیمار و دین زده که هم پیغمبرش هم خداش و هم مردمش بیماران جنسی‌ هستند که این بلا رو سر ما آوردند که یکی‌ از مهمترین دغدغه‌های نسل ما مسایل جنسی‌ باشه اونهم به طرز نا‌ درست. که خود من هم سالها دچارش بودم.
من دیشب که از سفر اومدم و فهمیدم که دوست دختر عزیز من یک وبلاگ داره نتونست آروم بگیرم و بالاخره پیداش کردم و تا پاسی از شب خوندمش.
وقتی‌ میگم یکی‌ از صادق‌ترین هست باور کنید. همهٔ این جریانات رو به من تعریف کرده بود. البته کمی‌ خلاصه تر.
امیدوارم که زنان مملکت ما هم کمی‌ از این عزیز یاد بگیرند. از صداقتش و از شهامتش.
خوشا به سعادت من که همچین عزیزی دارم.