سلام بينندگان عزيز احتمالي... در چه حال هستيد... با اين گذر شتابناک زندگي چه مي كنيد.... تويي که تنها هستي با تنهايي چه ميکني.... تويي که هميشه بيست نفر آدم دور و برت هستند تو چه ميکني.... تويي که با وجود هزارن آدم در اطرافت باز روح و قلبت تنهاست چه ميکني... تويي که روح و قلبت رو يک زن يا يک مرد تسخير کرده چه ميکني .... نميدونم شما ها چه مي كنيد بينندگان عزيز ولي اگه از حال من بخواييد که من خوبم... بيشتر از يک هفته هست که مي خوام اينجا رو آپ کنم حرف هم زياده ولي حالش و انگيزه اش نيست... نميدونم شايد من هم دارم به اون مرحله ميرسم که ديگه آدم از وبلاگ زده ميشه... به هر حال وبلاگ نويسي من هم دو ساله شد تجربه بدي هم نبود يک جوري وبلاگ همدم روزا و شباي تنهايي من بود...
البته هنوز هم تنها هستم ولي خوب همون مردي که گفتم عاشقم شده داره کم کم قلب و روحمو ميدزده واسه خودش... مرد خيلي خوبيه و با اون تحصيلات و اون موقعيت اجتماعي هزاران زن که هيچ ميليونها زن آرزوشو دارن ...هي به خودم ميگم اخه اين چرا از بين اين همه زن منو مي خواد ولي خوب به قول اين خارجيا يه جايي يه چيزي کليک کرده و خوب آدم حس خوبي داره ديگه.... بهترين صکص رو داريم با هم... اينو بدون اغراق ميگم و دليلش اينه که روحمون خيلي به هم نزديک شده...چون وقتي که تو با کسي ميخوابي که روحت با اون نزديک نيست شايد فقط از نظر جسمي ارضا بشي ولي وقتي روحت و دلت با يکي باشه خيلي همه چيز فرق ميکنه.... نميخوام فقط راجع به صکص بگم ولي واسه ادامه يک رابطه اين خيلي مهمه و اگه جور نباشه يا اون رابطه از بين ميره يا اينکه ميشه مثل هزارن ازدواج بيخود ايراني که مرد و زن در اون فقط نقش پدر و مادر دارن و بس... اعصابشون هميشه خورده و خودشون خبر ندارن چرا.... البته چاره زيادي هم ندارن وقتي که ديگه دو تا بچه پس انداختي چه کار مي خواي بكني... مثلا يک زن بي کار در يک کشوري مثل ايران چه حمايتي ازش ميشه اگه جدا بشه... حمايت بخوره توي سر اون جامعه... هزار تا سنگ هم جلوي پاي همچين زني انداخته ميشه....
بگذريم بينندگان احتمالي.... هفته گذشته که هوا خيلي گرم و عالي بود رفتم کنار يه درياچه آفتاب بگيرم همين جور که لباس ها رو در اوردمو دراز کشيدم يه دفعه عكس اون دختره اومد جلوي ذهنم که صورتش خوني بود و گويا بر اثر بيرون بودن چهار تا شيبيد مو با مامورا دعواش شده بود و کتک خورده بود.... يه نگا کردم به دور و برم به اون همه آدم که بي خيال زير آفتاب بودن يا توي درياچه شنا مي كردن گفتم اخه اين چيه و اون چيه... چرا اين کشور ما در گيره وحشي بازي شده و مي خواد روش زندگيه يک عده جاهل بيسواد رو پيش بگيره که هزار و چهارصد سال پيش زندگي مي كردن... همون افرادي که اجداد ما رو قتل عام کردند تا عقيده خودشونو به ما تحميل کنن.... نميدونم والا چي بگم... ديروز توي شهر يه چادر زده بودن ايرانياي پناهنده و به در و ديوارش عکس از وضعيت ايران زده بودن و از کسايي که شکنجه ميشن و خلاصه عکساي ناراحت کننده... داخل چادر هم زده بود مرگ بر جمهوري اسلامي.... جمله زيبايي بود... من هم موافقم
2007/06/16