قبل از اينکه آپ کنم اينو بگم تا يادم نرفته... امروز يکي از وبلاگ نويسان عزيز چند تا عکس از خودش فرستاد که خيلي تشکر ميکنم... به اين ميگن وبلاگ نويس با معرفت...جالبه که آدم عکس کسي رو ببينه که يه مدت مطالبشو خونده...منم براش اگه روم بشه! عکس ميدم... وبلاگش دير باز ميشه واسه من ... وبلاگ آقاي دكي اينجا ----------------------------------------------------------------
سلام صبح به خير... يه بار هم صبح آپ کنم ببينم چي ميشه ..بينندگان احتمالي عزيزان دل خواهر من يه اپ بکنم الان چون ديگه وقت نميشه پس فردا دارم ميرم پيش "مرد جديد" که چند روز اونجا باشم... دفعه پيش که رفتم گفتم ديگه تا دو سه ماهي نميرم ولي مگه ميشه کلافشم اون لباشو مي خوام بدنشو مي خوام واي واي چه لبايي داره بينندگان احتمالي بخورمش.. يام يام... هه هه... مثل بچه ها هي روي تقويم انگشت ميذارمو روزا رو ميشمرم ببينم چند بار بايد بخوابمو بيدار بشم تا برم پيشش... عشق نيست ها اشتب نشه... اينا فقط هوسه شهوته خيلي هم باحاله... حالا يکي ممکنه بگه اين ديگه چه زن بي عارو درديه که مياد از اين چيزا مينويسه در جايي که اين همه بدبختي هست.. آره خوب بينندگان احتمالي اين هم حرفيه.. ولي بذاريد حال کنم بابا خودم مشکلات زياد دارم...
الان يه نفر شدم بايد کرايه خونه بدم بيمه ماشين بنزين ماليات ماشين پارکينگ وام تحصيلي برق تلفن اينترنت..... به اضافه اينکه سرمو ميزني شهرم تهمو ميزني شهرم... شهر هم که ميري دست خالي نمياي هي خريد ميکني شلوار دامن لباس زير رژلب... اين اون... غذا هم که همش بيرون ميخورم مثل مرداي مجرد شدم که خونه غذا درست نميکنن... خلاصه تا آخر برج يک کرون هم برام نميمونه.... بدبخت شدم بايد کمتر ولخرجي کنم يا اينکه بگردم يه شوهر پولدار پيدا کنم... اگه در بين شما بيندگان احتمالي يه مرد پولداره بي ريشو سيبيله غير سيگاريه هشتاد سال به بالاي پنج ميليون دلاريه سرطانيه بي ارث و ميراث خور هست با دفتر بسيج محل تماس بگيره تا من زنش بشم ! البته من زن قانعي هستم ها اين كارو فقط واسه رضاي خدا ميکنم وگرنه کي زن همچين ادمي ميشه... عب نداره من از خودگذشتگي دارم :-) ...
خدايا مگه من چيم کمه که شوهر ميليونر (به دلار البته) نداشته باشم.. هان.. کمر باريک نيستم که هستم داغ نيستم که هستم شيطون نيستم که هستم ممه کوچيک نيستم که هستم صورتم جوش نميزنه که ميزنه دماغم عمل نميخواد که مي خواد.. غر غرو نيستم که هستم ولخرج نيستم که هستم... برسون يه شوهر ميليونر ديگه !... خوب بيندگان احتمالي مي خواستم مطلب قبل رو ادامه بدم ولي خوب ديگه حرفه تکراري ميشه باشه از سفر که برگشتم توضيحات کاملو ميدم.. فقط اينو بگم که اين دفعه مي خوام همه جورشو باهاش امتحان کنم ملتفت هستيد که... آره دقيقا همون ...جاي شما هم البته خالي ميکنم بينندگان احتمالي ...فقط من موندم چه جوري تا آخر برج سر کنم امروز حقوقم اومده و همه اونا رو که گفتم از حسابم ميکشن ديگه چي تهش ميمونه?! خدا ميدونه... اينجا يه نفر باشي و ماشين داشته باشي خيلي مشکله خرجش زياده... البته من حقوقم خوبه ولي ولخرج هم هستم خدا به دادم برسه تا آخر برج... کمکاي مالي خود را به حساب کميته امام واريز کنيد...ولي بيخياله دنيا مي خوام حال کنم نگران مال دنيا هم نباشم خدا خودش کمکم ميکنه که ياد بگيرم غذا درست کنم خونه و کمتر ولخرجي کنم ! خداي من بزرگه دوسش دارم :-) پينوشت : خيليا سئوال کردن اين "مرد جديد" ايرانيه يا خارجي.. من هم يادم مي رفت جواب بدم... معلومه ديگه ايراني هموطن همزبون... آخ من ديوونشم ميخوامش... جووووون ;-)
هفتم اسفند هشتاد و پنج 26/02/2007